مرتضى مطهرى

157

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

تاريخ و علم اين بحث در واقع سه بحث است : تاريخ و علم ، كه آيا تاريخ علم است يا علم نيست ؟ تاريخ و مذهب ، كه آيا مذهب ( مقصود نيروهاى ماوراء الطبيعه است ) عاملى است در تاريخ يا نه ؟ و تاريخ و اخلاق ، كه مسئلهء مورخ و ارزشهاى اخلاقى و نيز قضاوت است كه آيا مورخ حق قضاوت اخلاقى دارد يا ندارد . اين سه بحث از همديگر جداست . ابتدا مىپردازيم به بحث تاريخ و علم . آيا تاريخ علم است ؟ راجع به اينكه تاريخ علم است يا علم نيست ، مسئله را كمى مبهم طرح كرده است . اين را از چند جهت مىشود مورد بحث قرار داد . يكى اينكه تاريخ از آن جهت كه به انسان مربوط است علم نيست ، از باب اينكه علوم طبيعى مىتواند علم باشد از آن جهت كه علم عبارت است از كشف قوانين كلى حاكم بر موضوع آن . علم طب مىتواند علم باشد ، زيرا مىتوان قوانين كلى حاكم بر بدن انسان را از نظر صحت و مرض به دست آورد . فيزيك مىتواند علم باشد . گياه شناسى هم مىتواند علم باشد . ولى آنچه را كه مربوط به انسان است نمىتوان تحت ضابطه و قانون كلى درآورد و قهراً جامعه شناسى و تاريخ نمىتوانند علم باشند چون هر دوى اينها به انسان مربوط است و انسان يك موجود مختار و آزاد است و موجود مختار و آزاد كارش تحت ضابطهء كلى و قانون كلى در نمىآيد . طبيعت به قول قدماى ما يكنواخت كار مىكند كه گفته‌اند « عَلى وَتيرَةٍ واحِدَةٍ » كار مىكند . مثلًا آب يك خصلت معين دارد ، هميشه خصلت خودش را بروز مىدهد يا آهن يك خصلت معين دارد و هميشه خصلت خودش را بروز مىدهد . ولى انسان به دليل اينكه